على محمدى خراسانى
37
شرح رسائل (فارسى)
اينكه ما به سند متعبد شويم سپس ظهور را حمل بر خلاف آن كنيم درحالىكه ما اين كار را نكرديم بلكه سند احدهما را اخذ و ديگرى را طرح كرديم آنگاه ظهور معتبرى درست نشد تا بگوئيد : اصالة الظهور جارى مىشود و . . . فلا اشكال از اين ناحيه . و امّا طرح سند ديگرى تعيينا اگر مرجوح است و تخييرا اگر مساوى هستند براساس قواعد اوليه و ثانويه باب متعارضين بعدا بحث مىشود و فعلا به اين نتيجه مىخواهيم برسيم كه جمع از طرح اولويت ندارد . قوله : و منه يظهر : دليل پنجم طرفداران تعميم قاعدهء جمع : قياس كردهاند ما نحن فيه را كه دو امارهء ظنيّه از حيث ظهور باهم تعارض دارند به باب نص و ظاهر . و گفتهاند اگر دو آيه يا خبر متواتر و يا حتى خبر واحد باهم تعارض كردند كه احدهما نص و ديگرى ظاهر بود همه مىگويند نص بر ظاهر مقدم مىشود و به بركت نص ظاهر را توجيه بايد كرد و بر خلاف آن حمل كرد و در هر حال سندها را بايد اخذ كرد و جاى طرح نيست همچنين در مورد بحث هم چه مانعى دارد كه ما سندها را بگيريم و در دلالتها تصرف كنيم و بينهما را جمع كنيم همانند نص و ظاهر ، اظهر و ظاهر و . . . مرحوم شيخ مىفرمايد : باز هم قياس مع الفارق است زيرا كه مسئله چند صورت دارد : 1 - سند دليلى كه ظهور دارد با دلالت خودش كه مزاحمتى ندارد . 2 - سند دليلى نص هم با دلالتش معارضه ندارد و اصولا هيچ سندى با دلالت خود مزاحم نيست . 3 - سندهاى نص و ظاهر هم كه معارضه ندارند چون تعارض تنافى